تبليغاتX
سرمدستان
بسم الله الرحمن الرحیم

امروز نماز عید رو به یکی از مسجد های محل رفتم . البته نماز رو تو خیابان خواندیم . در جلوی نمازگزاران و جایی که پیشنماز ایستاده بود یک کامیون گذاشته بودند که روی آن بر خلاف عرف معمول یک پلاکارد تبلیغاتی از یک شرکت ظروف کرایه و تهیه وتوزیع غذا بود. قنوت نماز رو هم همون شرکت رو کاغذایی چاپ کرده بود.نماز هم که تموم شد گوینده از شرکت مذکور کلی تشکر وقدر دانی کرد که حاجی آقاشون خیلی زحمت کشند و ...

خلاصه امروز نماز عید فطرمون اسپانسر هم داشت.

عید تون مبارک

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 23:25 توسط مرتضی سرمدی |

بسم الله الرحمن الرحیم

ساعت ۵/۳ بود که غلام زنگ زد

بعد از چند سال شنیدن صداش برام خوشحال کننده بود

مثل سعید یه پیمانکار شده که خیلی جوندار نیس

همونایی که با یه نمی دونم چچی سردیشون میشه وبا نمی دونم چچی گرمیشون

اوضاع واحوال کار که الان تعریفی نداره واگر هم باشه پولی نیس

 بهر حال باعث خوشحالی شد این بامعرفتی داش غلام

خدایا تو این ضیافت الله ازت می خوام عاقبت همه ی ما رو بخیر کنی

آمین

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 15:2 توسط مرتضی سرمدی |

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 مبعث حضرت رسول مشهد بودیم

سالانه یه نذر گوسفند داریم

که اولین زمانی که در اون سال بریم مشهد اون رو ادا می کنیم

امسال به مبعث خورد

حداقل قیمت گوسفند را آستان مقدس 1.000.000ریال اعلام کرده

که ما هم همون حداقل رو می دیم

ضمنا اگر قبض گوسفند رو بدیدی

 بهت بن غذای مهمونسرای حضرت رو می دند

که من هم طبق روال هر سااله این کار روکردم

قبضا رو دادم

دو تا بن غذای مهمونسرای حضرت رو دادند

خوب ما سه نفر بودیم

گفتم آقا لطفا یه بن دیگه بده

گفت دوتا سهم شما می شه

به شوخی گفتم یعنی غذایی پنجاه هزار تومن

هر کاری کردم بن اضافه نداد که نداد

یاد اون پیامکی که تو دوره انتخابات یهو بین مردم پیچید اوفتادم که

گفتند این همه ثروت رو از کجا آوردی

بهرحال

جای شما در مشهد خالی خالی

خدا رحمت کنه حاج ممد دولابی رو

توکتاب طوبی محبت ازش نقل قول کردن وقتی می ری زیارت

وقتی همه دغدغه هات برای جا و زن  و بچه تموم شد

خودت تنهایی برو زیارت

بی دغدغه و با خیال راحت

بشین هر حرفی داری بزن

به قول معروف برو حالشو ببر

حضرت علی درد دلاشو با چاه می کرد

ما عجب جاهایی برای درد دل داریم

واقعا باید حالشو برد

یا محمد وعلی

 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 19:34 توسط مرتضی سرمدی |

بسم الله الرحمن الرحیم

کاندیدای نمایندگی دور چهارم مجلس از نطنزبود

شال سبزنمادش بود

هرجا می رفت طرفداراش شال سبزی ازش به یادگار می گرفتند

رقیبش مورد حمایت جناح راست بود

انتخابات برگزار شد و هیچکدام حائز اکثریت آرا نشدند

انتخابات به مرحله دوم کشیده شد

در مرحله دوم با اکثریت قاطع آرا انتخاب شد

شورای نگهبان انتخابات نطنز را تایید نکرد

...

یک شب مانده به انتخابات ریاست جمهوری دهم با کاندیدای مذکور مشغول گپ زدن بودیم

بهش گفتم از شال سبز خاطره خوبی ندارم

گفت فرق میکنه

...

یا محمد و علی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 10:57 توسط مرتضی سرمدی |

بسم الله الرحمن الرحیم

کاندیدای نمایندگی دور چهارم مجلس از نطنزبود

شال سبزنمادش بود

هرجا می رفت طرفداراش شال سبزی ازش به یادگار می گرفتند

رقیبش مورد حمایت جناح راست بود

انتخابات برگزار شد و هیچکدام حائز اکثریت آرا نشدند

انتخابات به مرحله دوم کشیده شد

در مرحله دوم با اکثریت قاطع آرا انتخاب شد

شورای نگهبان انتخابات نطنز را تایید نکرد

...

یک شب مانده به انتخابات ریاست جمهوری دهم با کاندیدای مذکور مشغول گپ زدن بودیم

بهش گفتم از شال سبز خاطره خوبی ندارم

گفت فرق میکنه

...

یا محمد و علی

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 10:45 توسط مرتضی سرمدی |

بسم الله الرحمن الرحيم

آپارتماني  

به متراژ۸۰ متر مربع

طبقه پنجم و روبه آفتاب فول امكانات

بلوار بيژن (مجيديه شمالي يا شمس آباد)

اجاره داه مي شود.

مسكن آسمان:آقاي حميد قاسمي۲۲۵۰۳۹۱۸   

مسكن طاهري:آقاي غفاري۲۲۳۱۶۶۷۵

يا علي 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 17:44 توسط مرتضی سرمدی |

بسم الله الرحمن الرحیم

یادم می یاد یه روزی از من ویکی دیگه نظری در مورد دریا خواستند هر کدوم جوابی کاملا متفاوت دادیم

بعد جوابها رو تحلیل کردندو...

گاو هم همینطوره

هم شاخ داره

هم شیر داره

هم گوشت داره

هم خیلی باید ببخشید پهن داره

وهم...

جای شما خالی که دراین سال گاو

اگر چه شاخهایی خوردیم

اما شیرهایی وگوشتهایی هم خوردیم

یاعلی

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 17:43 توسط مرتضی سرمدی |

بسم الله الرحمن الرحیم

از بس این چند روز اول سال نو از این گاو ه شاخ خوردم که فرصت نوشتن نداشتم.امیدوارم این شاخها به تجربیاتم بیشتر بیفزاید. امسال قرار گذاشتم به اشتباهاتم وشکستهام بگم از گاو ه شاخ خوردم البته طوری نشه که شاخ آقا گاوه از پا بندازدم.می گن ادیسون بعد ازاینکه هزار بار شکست خورد تا بالاخره به نتیجه رسید گفت هزار راه رفتم وفهمیدم که راه درست کدومه یعنی همین شاخ گاو خودمون . انقدر شاخ می خوریم تا راه درست رو پیدا کنیم.

یا علی

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 19:11 توسط مرتضی سرمدی |

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر در مملکتی هستی که تمامش تاریک است ، این نشان می دهد که تو یک کبریت هم روشن نکرده ای . نباید مساله را توجیه کنیم و بگوییم دیگران اقدام نکرده اند ، که تو باید فرض کنی ، کسی جز تو دراین عالم نیست . باید خود شروع کنی وهر مقدمه ای را که می خواهد ، فراهم نمایی.

وقتی اهداف دور را تکه تکه و ریز کنی ، زود به آنها می رسی ، ولی وقتی بخواهی قلمبه قلمبه کار کنی ، اهداف نزدیک را هم از دست می دهی و محروم می شوی

@@@@@@@@@@@@@@

منبع . اخبات .ص 111

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 12:56 توسط مرتضی سرمدی |

 بسم الله الرحمن الرحیم

ما یاد گرفته ایم فقط بهانه بیاوریم وغر بزنیم که نمی گذارند کار کنیم یا جامعه منحرف شده و دیگر نمیشود کاری انجام داد و ... در حالی که هر چه مشکلات زیاد تر شود ، تکالیف بیشتر می شود.

واقعیت امر این است که باید از موانع و مشکلات مرکب ساخت . در جامعه ای که ابتلاها آمده ، امراض آمده ، سیاهی ها آمده ، همین ها موضوع کار تو هستند واین همان بحثی است که در تفسیر سوره ضحی  به آن اشاره کرده ام  که مشکلات ، بدیها و سیاهی ها ، موضوع کار رسول است ، نه مانع کار او. اینجاست که خدا نیز با رسول خود وداع نمی گوید و او را راها نمی کند (( والضحی و اللیل اذا سجی ما ودعک ربک و ما قلی )) که وداع و رهایی آنجاست که رسول کار خود را رها کرده باشد.

مرض برای مریض ، مشکل وسخت است ، ولی برای طبیب ، موضوع کار اوست

@@@@@@@@@

مرجع . اخبات . ص 107

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 15:12 توسط مرتضی سرمدی |